درسنامه آموزشی جامعه شناسی (1) کلاس دهم انسانی و معارف
درس 12: تحولات هویتی جهان اجتماعی
ارتباط جهانهای اجتماعی در چه صورتی به تحولات فرهنگی منجر میشود؟
ارتباط و دادوستد جهانهای اجتماعی مختلف با یکدیگر عادی و متداول است، ولی این ارتباط میتواند شکلهای مختلفی داشته باشد. چه شکلی از ارتباط به گسترش و پیشرفت یک جهان اجتماعی منجر میشود و چه شکلی از آن، تحولات فرهنگی را به دنبال میآورد؟
روابط جهانهای اجتماعی با یکدیگر میتواند شکلهای متفاوتی داشته باشد که هرکدام از آنها آثار هویتی متفاوت به دنبال میآورد. این روابط گاهی در محدودۀ هنجارها و نمادها یا در شیوههای زندگی است و گاهی در سطح عقاید، آرمانها و ارزشهای اجتماعی است.
اگر جهان اجتماعی با حفظ عقاید، آرمانها و ارزشهای خود، با جهانهای اجتماعی دیگر تعامل و داد و ستد داشته باشد و در محدودۀ هنجارها و شیوۀ زندگی، عناصری را از جهان اجتماعی دیگر بگیرد و درصورت لزوم، تغییرات لازم را در آنها پدید آورد، زمینۀ گسترش و پیشرفت خود را فراهم میآورد.
جهان اسلام در سدههای نخستینِ رویارویی با جهانهای اجتماعی دیگر، با حفظ هویت فرهنگی خود به تعامل با آنها پرداخت و به همین دلیل، عناصر سازگار با هویت خود را از آنها گرفت و در موارد مورد نیاز، به بازسازی آن عناصر پرداخت.
به دلیل اهمیتی که اسلام برای عقل و عقلانیت قائل است، جهان اسلام در مواجهه با فرهنگ یونان و روم، تنها عناصر عقلی این دو فرهنگ را اخذ کرد و به تناسب جهانشناسی توحیدی خود در دانشهای مختلف آنها دخل و تصرف کرد و عناصر اساطیری و مشرکانۀ آنها را نپذیرفت. مسلمانان آثار فلسفی، پزشکی، ریاضی و نجوم یونان و روم را ترجمه کردند ولی آثار تاریخی، ادبی، افسانهها و اسطورههای آنها را رها کردند.
اگر جهان اجتماعی در تعامل با جهانهای دیگر، بر عقاید و ارزشهای خود پافشاری نکند، داد و ستد فرهنگی به لایههای عمیق آن سرایت میکند و درصورتی که به مرور زمان، به عقاید و آرمانهای خود پشت کند، دچار تحولات هویتی میشود. جهان اجتماعیای که در مسیر تحولات هویتی، ارزشها و عقاید جهان اجتماعی دیگری را قبول کند، به آن ملحق میشود. جهان اسلام در رویارویی با فرهنگهای دیگر، زمینۀ تحولات هویتی آنها را پدید آورد. بسیاری از فرهنگها همانند مصر و ایران و... در تعامل با جهان اسلام، عقاید و ارزشهای توحیدی آن را پذیرفتند و به آن ملحق شدند.
ممکن است یک جهان اجتماعی در مواجهه با جهان اجتماعی دیگر، ضمن پذیرش بخشهایی از آن، هویت جدیدی به دست آورد و بدون اینکه به جهان اجتماعی مقابل ملحق شود، دچار تحولات هویتی گردد. جهان غرب طی جنگهای صلیبی، پس از رویارویی با فرهنگ اسلامی و پذیرش برخی لایههای آن، بدون اینکه به جهان اسلام بپیوندد، تحولات هویتی پیدا کرد. آیا میدانید جهان غرب در قرون وسطیٰ، چه بخشهایی از فرهنگ اسلامی را پذیرفت و چه بخشهایی از آن را قبول نکرد؟ آیا عقاید و ارزشهای جهان اسلام را اخذ کرد یا در لایههای دیگری دست به انتخاب زد؟ این جهان بار دیگر دچار تحولات هویتی شد. این بار با عبور از عقاید و ارزشهای مسیحیت قرون وسطیٰ، به عقاید و ارزشهای دنیوی و سکولار روی آورد و هویت جدیدی پیدا کرد.
ممکن است جهان اجتماعی در مواجهه با جهانهای دیگر به «خودباختگی فرهنگی» گرفتار شود. جهان اجتماعی هنگامی به داد و ستد و تعامل میپردازد که اعضای آن، بهطور فعّال و خلّق براساس نیازها، مشکلات و مسائل خود، با جهان اجتماعی دیگر رویارو شوند. امّا اگر اعضای آن مبهوت و مقهور جهان اجتماعی دیگر شوند و درنتیجه، حالت فعّال و خلّق خود را در گزینش عناصر فرهنگی دیگر از دست بدهند، دچار خودباختگی فرهنگی میشوند؛ در آن صورت عناصر فرهنگی دیگر را بدون تحقیق و گزینش و بهصورت تقلیدی فرا میگیرند.
جهان اجتماعی خودباخته، به روش تقلیدی عمل میکند و ارتباطش را با فرهنگ و تاریخ خود از دست میدهد، بنابراین نه میتواند فرهنگ گذشتۀ خود را تداوم ببخشد یا گسترش دهد و نه میتواند آن را رها کند و از آن بگذرد و به جهان اجتماعی دیگری که مبهوت و مقهور آن شده است، ملحق شود. از اینجا رانده و از آنجا مانده!
بسیاری از جوامع غیرغربی، در رویارویی با جهان غرب، به دلیل اینکه مرعوب قدرت اقتصادی و سیاسی برتر غرب گشتند، به خودباختگی فرهنگی گرفتار شدند. خودباختگی جوامع غیرغربی در برابر جهان غرب را «غربزدگی» مینامند.
|
|
تبیین کنید (صفحهٔ 103 کتاب درسی)
غربزدگی جوامع غیرغربی مهمترین مانع تعامل آنها با جهان غرب است. به نظر شما این جوامع برای دستیابی به تعامل با جهان غرب باید چه مسیری را بپیمایند؟
برای دستیابی به تعامل سازنده با جهان غرب، جوامع غیرغربی باید هویت فرهنگی خود را حفظ کرده و با انتخاب فعالانه، عناصر مفید از غرب را بپذیرند. همچنین باید بر تبادل فکری و فرهنگی تأکید کنند، از فرصتهای آموزشی بهره ببرند و ارزشهای انسانی مشترک را ترویج دهند تا از خودباختگی فرهنگی جلوگیری کنند.
پیشنهاد دهید (صفحه 103 کتاب درسی)
امروزه رسانهها و فضای مجازی با عبور از مرزهای جغرافیایی، سیاسی و فرهنگی جوامع، از سویی تعامل فرهنگی را از سطح محققان و مولدان فرهنگی به عموم کاربران و مصرف کنندگان فرهنگی منتقل کرده است؛ و از سوی دیگر تعامل فرهنگی را از سطح نمادها و هنجارها به عمق عقاید و ارزشها میکشاند. این وضعیت باعث میشود تا عقاید و ارزشهای جهانهای اجتماعی توحیدی، اسطورهای و دنیوی در عرض هم و البته با کمیت و کیفیت نابرابر در دسترس همه افراد قرار گیرند؛ بدین ترتیب رسانهها و فضای مجازی عرصۀ مهمترین منازعۀ هویتی میگردد. فضای مجازی چه فرصتها و تنگناهایی برای ساماندهی معقول این منازعه هویتی دارد؟ ما برای پاسداری از هویت فرهنگی خود چه ظرفیتهایی داریم؟ برای حفظ و بسط هویت فرهنگی خودمان در سطح فردی و اجتماعی (محلی، ملّی، منطقهای و جهانی) چه تکالیفی داریم؟ شما چه پیشنهاداتی دارید؟
فضای مجازی میتواند فرصتهایی مانند دسترسی به منابع فرهنگی متنوع و امکان تبادل اطلاعات و دیدگاهها فراهم کند، اما از سوی دیگر، تنگناهایی همچون رواج اطلاعات نادرست، خطرات خودباختگی فرهنگی و تغییرات هویتی ناخواسته نیز به همراه دارد. برای ساماندهی این منازعه هویتی، باید در کنار استفاده از فضای مجازی، مراقب حفظ ارزشها و عقاید فرهنگی خود باشیم. برای پاسداری از هویت فرهنگی، ظرفیتهایی چون آموزش ارزشهای فرهنگی از طریق رسانهها، تقویت بنیانهای دینی و فرهنگی در خانوادهها، مدارس و نهادهای اجتماعی، و ایجاد فضای گفتوگو و تبادل فرهنگی با حفظ هویت ملی و دینی لازم است. در این راستا، پیشنهاد میشود که در استفاده از رسانهها و فضای مجازی، آگاهیبخشی، تفکر انتقادی و ارزیابی محتوای فرهنگی با دقت بیشتری انجام شود.
بخوانیم و پاسخ دهیم (صفحهٔ 104 کتاب درسی)
خودباختگی پهلوی دوم
قانون کاپیتولاسیون (به معنای مصونیت همه اتباع امریکایی حاضر در ایران از رسیدگی قضایی و واگذاری این حق به نماینده حقوقی امریکا بود، در حالی که ایرانیان ساکن آمریکا به هیچ وجه از چنین حقی برخوردار نبودند.) که تصویب آن با پشتیبانی محکم شاه صورت گرفت. این قانون کاملاً در تعارض با استقلال و هویت ایرانی بود. در زمان تصویب، سفیر آمریکا که خوشحال به نظر میرسید، به ملاقات شاه میرود.
سند زیر گزارش خیلی محرمانه سفارت از این ملاقات است:
تاریخ: 17 سپتامبر 1964 (26 شهریور 1343)
طبقه بندی: خیلی محرمانه
یادداشت برای ضبط در پروندهشاه در حین ملاقات با سفیر در تاریخ 16 سپتامبر، به نقل از ارسنجانی گفت لایحهای در مجلس وجود دارد که پرسنل آمریکایی را از کاپیتولاسیون برخوردار خواهد ساخت. ارسنجانی به شاه گفته بود که اگر این قانون توسط مجلسین تصویب شود، شاه تاج و تخت سلطنت را از دست خواهد داد. سفیر فوراً سؤال کرد که آیا این موضوع در شاه ایجاد رعب و وحشت کرده است و شاه در پاسخ گفت: نه به هیچ وجه.
سرلشکر اکهارت، ج. 1.آرمیتاژ
منبع: اسناد لانه جاسوسی آمریکا، جلد 7، سند شماره 8، صفحه 607، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی
1- چرا ارسنجانی گفت اگر این قانون تصویب شود، شاه حکومتش را از دست خواهد داد؟
ارسنجانی معتقد بود که تصویب قانون کاپیتولاسیون به شدت با استقلال کشور در تضاد است و باعث تحقیر ملی میشود. این قانون در واقع حق حاکمیت ایران را زیر سوال میبرد و اگر تصویب میشد، مردم ایران به شدت نارضایتی پیدا میکردند. در چنین شرایطی، شکاف عمیق اجتماعی میتوانست به براندازی رژیم شاه منجر شود و شاه ممکن بود پادشاهی خود را از دست بدهد.
2- چرا شاه میخواهد به سفیر آمریکا نشان دهد با اینکه تصویب این قانون خطرهایی دارد، ولی او حاضر به انجام آن است؟
شاه قصد داشت به سفیر آمریکا نشان دهد که مجبور به انجام این کار است و حاضر است برای حفظ روابط با آمریکا این قانون را تصویب کند. او میخواست نشان دهد که علیرغم خطرات سیاسی و نارضایتیهای اجتماعی، وابستگی به آمریکا و حمایت از منافع غربی برای او بسیار مهم است. این نشاندهنده نوعی خودباختگی و ترس از دست دادن حمایتهای خارجی بود که شاه در آن زمان از آن رنج میبرد.
از خود بیگانگی فرهنگی چیست؟
در زمین دیگران خانه مکن
کار خود کن، کار بیگانه مکن
در زبان فارسی، «بیگانه» در مقابل خودی به کار میرود؛ اما در مواردی ممکن است انسان با خودش بیگانه شود. به این وضعیت «از خودبیگانگی» میگویند. نه تنها افراد، بلکه جهانهای اجتماعی نیز ممکن است دچار از خودبیگانگی شوند که به آن «از خودبیگانگی فرهنگی» گفته میشود. از خودبیگانگی فرهنگی به چه معناست؟
از خود بیگانگی فرهنگی دو معنای متفاوت دارد.
اگر جهان اجتماعی فرهنگ تاریخی خود را فراموش کند، دچار از خود بیگانگی تاریخی میشود. جوامع خود باختهای که در مواجهه با فرهنگ دیگر، هویت خود را از یاد میبرند به این معنای از خود بیگانگی گرفتار میشوند.
اگر عقاید و ارزشهای یک جهان اجتماعی، مانع از آشنایی اعضای آن با حقیقت انسان و جهان شود، آن جهان دچار از خود بیگانگی حقیقی (فطری) میشود.
جهانهای اجتماعی که براساس فطرت انسان شکل نگرفتهاند و از عقاید و ارزشهای حق برخوردار نیستند، مانع از آن میشوند که انسانها به شناخت و تفسیری صحیح از عالمَ و آدم برسند. در این جهانهای اجتماعی، انسانها از حقیقت خود و هستی دور میمانند. تصویری که از انسان ارائه میشود، سرابی از حقیقت است؛ به همین دلیل فطرت آدمی در این جهان به آرامش نمیرسد و به اضطراب و تشویش گرفتار میشود و در نهایت، سر به عصیان و اعتراض برمیدارد. از نظر قرآن، انسان هنگامی به شناخت حقیقت خود و جهان میرسد که با نگاه توحیدی به خود و جهان بنگرد. قرآن کریم فراموش کردن خداوند را سبب فراموشی انسان از خود میداند.
براساس این نگاه، تنها جهان اجتماعی توحیدی است که درهای آسمان و زمین را به روی انسان میگشاید و او را با حقیقت خود و جهان هستی آشنا میکند. انسانی که به خودآگاهی میرسد، خویش و جهان را آیات و نشانههای خداوند مییابد و همواره انیس و همنشین خداوند است. جهان اجتماعی مشرکانۀ اساطیری و جهان اجتماعی سکولار و دنیوی، آدمی را نه تنها از حقیقت جهان، بلکه از حقیقت خود نیز بیگانه میکند.
تحلیل کنید (صفحهٔ 106 کتاب درسی)
از خودبیگانگی حقیقی و تاریخی چه رابطهای با هم دارند؟ از خود بیگانگی تاریخی و حیقیقی لازم و ملزوم یکدیگر نیستند.
آیا اگر جامعهای به یکی از معانی از خودبیگانگی دچار شود، ناگزیر به دیگری هم مبتلا میشود؟ یا ممکن است که جامعهای در یک معنا از خود بیگانه نباشد ولی در معنای دیگر از خود بیگانه باشد؟
خیر، ممکن است یک جامعه دارای فرهنگ فطری و معنوی باشد و اعضای آن به این فرهنگ عمل نکنند. همچنین ممکن است فرهنگ جامعه، معنوی و فطری نباشد ولی اعضای آن به ارزشها و عقاید و تاریخ جامعه و فرهنگ خود پایبند باشند که در این صورت از خودبیگانگی فطری صورت گرفته اما از خودبیگانگی تاریخی نه.
مفاهیم اساسی (صفحهٔ 107 کتاب درسی)
از خودبیگانگی فرهنگی، از خودبیگانگی تاریخی، از خودبیگانگی فطری، خودباختگی فرهنگی، تزلزل فرهنگی، بحران هویت،تحول فرهنگی، انسداد اجتماعی، تعارض فرهنگی
خلاصه کنید (صفحهٔ 107 کتاب درسی)
- از خود بیگانگی تاریخی و از خود بیگانگی حقیقی دو نوع متفاوت از خود بیگانگی فرهنگی هستند.
- از خود بیگانگی فرهنگی ممکن است ناشی از تغییرات اجتماعی یا پذیرش فرهنگهای بیگانه باشد.
- از خود بیگانگی حقیقی زمانی رخ میدهد که جامعه نتواند به نیازهای معنوی افراد پاسخ دهد.
- از خود بیگانگی تاریخی به زمانی اطلاق میشود که جامعه هویت فرهنگی خود را فراموش کند.
- جوامع خود باخته که در مواجهه با فرهنگهای دیگر، هویت خود را از یاد میبرند، دچار از خود بیگانگی میشوند.
آنچه از این درس آموختیم (صفحهٔ 107 کتاب درسی)
در این درس آموختیم که از خودبیگانگی فرهنگی به دو نوع از خودبیگانگی تاریخی و حقیقی تقسیم میشود. از خودبیگانگی تاریخی زمانی اتفاق میافتد که یک جامعه هویت فرهنگی خود را فراموش کند و به فرهنگهای بیگانه روی آورد، در حالی که از خود بیگانگی حقیقی زمانی رخ میدهد که جامعه نتواند به نیازهای معنوی و فطری اعضای خود پاسخ دهد. این نوع از خود بیگانگی میتواند باعث تزلزل در ارزشها و عقاید فرهنگی شده و جامعه را از حقیقت خود و هستی بیگانه کند. جوامع خودباختهای که در تعامل با فرهنگهای دیگر هویت خود را از دست میدهند، دچار از خود بیگانگی فرهنگی میشوند.